آنتونی رابینز ، 1 افسانه منحصر به فرد - تاکسی لرن

آنتونی رابینز ، 1 افسانه منحصر به فرد

TaxiLearn TonyRobb0ins99

آنتونی رابینز کیست ؟!!

آنتونی رابینز
“مشکلات خود را شناسایی کنید، اما قدرت و انرژی خود را به راه حل ها بدهید.”

کارآفرین جهانی، سرمایه گذار، نویسنده شماره 1 پرفروش نیویورک تایمز، نیکوکار، و استراتژیست شماره 1 زندگی و تجارت در جهان
آنتونی رابینز کارآفرین، نویسنده پرفروش شماره 1 نیویورک تایمز، بشردوست و استراتژیست شماره 1 زندگی و تجارت کشور است. او بیش از 50 میلیون نفر از 100 کشور در سراسر جهان را از طریق برنامه های صوتی، فیلم های آموزشی و سمینارهای زنده خود توانمند کرده است. برای بیش از چهار و نیم دهه، میلیون‌ها نفر از گرما، شوخ طبعی و قدرت تحول‌آفرین رویدادهای تجاری و توسعه شخصی تونی لذت برده‌اند.

آقای آنتونی رابینز نویسنده شش کتاب پرفروش بین المللی است، از جمله کتاب پرفروش مالی نیویورک تایمز شماره 1 در سال 2014، MONEY: Master the Game و UNSHAKEABLE: Your Financial Freedom Playbook (2017). جدیدترین کتاب او، LIFE FORCE: چگونه پیشرفت‌های جدید در پزشکی دقیق می‌توانند کیفیت زندگی شما و کسانی را که دوستشان دارید متحول کنند، در فوریه 2022 منتشر شد.

آقای آنتونی رابینز در بیش از 100 تجارت خصوصی با مجموع فروش بیش از 7 میلیارد دلار در سال مشارکت دارد. او توسط Accenture به عنوان یکی از 50 روشنفکر برتر تجاری در جهان، توسط انتشارات هاروارد به عنوان یکی از “200 مربی برتر کسب و کار” و توسط American Express به عنوان یکی از “شش رهبر برتر تجاری در جهان” تجلیل شده است. جهان.” مقاله روی جلد مجله فورچون او را به عنوان «نجواکننده مدیر عامل» معرفی کرد و او برای سه سال متوالی در فهرست 50 نفر برتر از 100 فرد قدرتمند مجله Worth در امور مالی جهانی قرار گرفته است.

آقای آنتونی رابینز رهبری است که توسط رهبران فراخوانده می شود. او با چهار رئیس جمهور ایالات متحده، هنرپیشه های برتر – از Aerosmith گرفته تا Green Day، Usher و Pitbull، و ورزشکاران و تیم های ورزشی از جمله سرنا ویلیامز بزرگ تنیس، Conor McGregor قهرمان UFC و Golden State Warriors در NBA کار کرده است. رهبران تجاری و غول‌های مالی از مارک بنیوف، بنیانگذار Salesforce.com تا ری دالیو از Bridgewater Associates، از او برای مربیگری شخصی استفاده کرده‌اند.

آقای آنتونی رابینز یک بشردوست برجسته است. آقای رابینز از طریق چالش 1 میلیارد وعده غذایی خود با مشارکت Feeding America بیش از 850 میلیون وعده غذایی در 7 سال گذشته ارائه کرده است و از برنامه ریزی برای ارائه 1 میلیارد وعده غذایی تا سال 2025 جلوتر است. بیش از 2000 کمک مالی و سایر منابع به سازمان های بهداشت و خدمات انسانی، برنامه درسی تغییر دهنده زندگی را در بیش از 1700 مرکز اصلاحی اجرا کرد و هزاران رهبر جوان را از سراسر جهان با برنامه های جوانان خود گردآوری کرد.

آنتونی رابینز ، ظهور یک افسانه…

آنتونی رابینز
“تا زمانی که اینجا هستید زندگی را به طور کامل زندگی کنید.”

آنتونی رابینز در 29 فوریه 1960 در هالیوود شمالی، کالیفرنیا، با نام آنتونی جی. ماهاوریک به دنیا آمد. رابینز بزرگترین فرزند از سه فرزند است و والدینش در هفت سالگی طلاق گرفتند. او از هر دو طرف خانواده اش دارای اصالت کرواسی است. سپس مادرش چندین بار ازدواج کرد، از جمله ازدواج با جیم رابینز، بازیکن نیمه حرفه ای سابق بیسبال که آنتونی را در سن 12 سالگی به طور قانونی به فرزندی پذیرفت.

در دوران دبیرستان، رابینز ده اینچ رشد کرد که بعدها به یک تومور هیپوفیز نسبت داده شد. او گفته است که زندگی خانگی اش “آشوب” و “سوءاستفاده” بوده است. زمانی که 17 سال داشت از خانه خارج شد و دیگر برنگشت. رابینز بعداً به عنوان سرایدار کار کرد و در کالج شرکت نکرد.

آنتونی رابینز در 17 سالگی شروع به ترویج سمینارهایی برای سخنران انگیزشی و نویسنده جیم ران کرد. در اوایل دهه 1980، رابینز، یک برنامه‌ریزی عصبی زبانی (NLP) و هیپنوتیزم اریکسونی، با جان گریندر، بنیانگذار NLP، شریک شد.

در سال 2014، رابینز به گروهی از سرمایه گذاران ملحق شد تا حقوق راه اندازی امتیاز لیگ برتر فوتبال در لس آنجلس به نام باشگاه فوتبال لس آنجلس را به دست آورد. تیم فوتبال در سال 2018 وارد رقابت شد.

در سال 2016، رابینز با پیتر گوبر، مالک گلدن استیت واریرز و تد لئونسیس، مالک مشترک واشنگتن ویزاردز، برای خرید Team Liquid، یک سازمان بازی حرفه ای ورزش های الکترونیکی، شریک شد.

آنتونی رابینز به صورت فردی با بیل کلینتون، جاستین تاک، هیو جکمن، و پیت بول کار کرده است. او با تاجران آمریکایی پیتر گوبر، استیو وین و مارک بنیوف مشورت کرده است.

آنتونی رابینز در سمیناری در 15 مارس 2018 در سن خوزه، کالیفرنیا، به دلیل اظهار نظرهای اشاره به جنبش من تو مورد انتقاد قرار گرفت، زیرا گفت: “اگر از جنبش MeToo# استفاده می کنید تا با حمله و نابود کردن شخصی به اهمیت و اطمینان برسید. در غیر این صورت، تنها کاری که شما انجام داده اید این است که اساساً از دارویی به نام معنی استفاده کنید تا احساس خوبی داشته باشید.” او در ادامه داستانی درباره یک “مرد بسیار قدرتمند” تعریف کرد که با وجود اینکه او واجد شرایط ترین نامزد زن بود، به استخدام یک نامزد زن گذشت، زیرا او بسیار جذاب بود و “خطر بزرگی” بود. او بعداً در صفحه فیس بوک خود عذرخواهی کرد.

در سال 1991، رابینز بنیاد آنتونی رابینز را تأسیس کرد، که قصد داشت به جوانان، بی خانمان ها، گرسنگان، سالمندان و زندانیان کمک کند. ناظر خیریه مستقل Charity Navigator به این بنیاد در سال 2017 رتبه چهار از چهار ستاره داد.

در سال 2014، او سود کتاب خود، Money: Master the Game را به همراه یک کمک مالی شخصی اضافی، از طریق Feeding America اهدا کرد تا برای افراد نیازمند غذا فراهم کند. رابینز با یک شرکت آب به نام Spring Health کار می کند که آب شیرین را برای روستاهای کوچک در روستاهای شرق هند فراهم می کند تا از بیماری های ناشی از آب جلوگیری کند.

آنتونی رابینز به جمع آوری پول برای عملیات زیرزمینی راه آهن، یک سازمان غیرانتفاعی که با دولت ها برای مبارزه با قاچاق کودکان و برده داری با کمک CIA، نیروی دریایی SEAL و ماموران عملیات ویژه همکاری می کند، کمک کرد.

آنتونی رابینز
تصویر آنتونی رابینز – تاکسی لرن

20 حقیقت جالب درمورد آنتونی رابینز…

  1. او آرزو می کند که ای کاش کوچکتر بود:

وقتی از آنتونی رابینز در مصاحبه ای پرسیده شد که آرزو می کند چه چیزی را در مورد خودش تغییر دهد، پاسخ او بسیار تکان دهنده بود. آنتونی رابینز آرزو می کند که می توانست کوچکتر باشد تا بتواند در ماشین جا شود. تونی رابینز در ارتفاع شگفت‌انگیز شش فوت و هفت ایستاده و در دبیرستان 10 اینچ رشد کرده است، تصور می‌شود که جهش رشد نقشی در انقباض تومور مغزی (هیپوفیز) دارد. ماریان اشنال که با او مصاحبه کرده بود، حتی با وجود جثه‌اش، نوشت: «او مانند یک غول مهربان و دوست‌داشتنی روبرو می‌شود و وقتی با شما صحبت می‌کند، تمام توجه مغناطیسی خود را به شما معطوف می‌کند.

او به دلیل داشتن سخنران بسیار جذاب، الهام بخش، پرانرژی و خوش بیان و همچنین فردی مهربان، دلسوز و انسانی سخاوتمند شناخته می شود. اندازه او چیزی برای ترساندن نیست.

  1. به نظر می رسد که او اتومبیل را دوست دارد:

به نظر می رسد سخنران ماهر از طرفداران پر و پا قرص اتومبیل های زیبا باشد. گزارش شده است که او یک رولزرویس و همچنین یک رنج روور دارد. هر دو خودروهای بسیار لوکسی هستند که اتفاقا به اندازه کافی بزرگ هستند که می توانند فریم بزرگ او را در خود جای دهند. اما عشق او به ماشین ختم نمی شود. وقتی در مصاحبه ای در سال 2015 از او پرسیده شد که آخرین چیزی که او خریده بود، پاسخ او یک جت بود که به صراحت اعلام کرد که آنلاین خرید نکرده است.

  1. او نویسنده است:

آنتونی رابینز در طول زندگی خود سه کتاب پرفروش و الهام بخش نوشته است: قدرت نامحدود، غول درون را بیدار کن و پول: استاد بازی. قدرت نامحدود در سال 1986 منتشر شد و موضوعات کلیدی آن شامل موضوعات سلامت و انرژی، غلبه بر ترس ها، ارتباطات متقاعد کننده و تقویت روابط است. در بررسی کتاب Magill Book Reviews، گفته شد که آنتونی رابینز «چارچوبی سیستماتیک برای هدایت مغز خودمان ایجاد می کند.

غول درون را بیدار کن دومین رمان اوست که 11 سال پس از اولین رمانش در سال 1991 منتشر شد. نیویورک تایمز موضوعات محوری این کتاب را با بیان اینکه این کتاب حاوی “راه هایی برای کنترل سرنوشت عاطفی، فیزیکی و مالی خود” خلاصه می کند. ” تنها 3 سال پس از آن، در سال 1994، رابینز سومین کتاب خود با نام Giant Steps را منتشر کرد که اندازه جیبی است. چهارمین کتاب پرفروش او، پول: استاد بازی، در سال 2014 منتشر شد و در دسامبر 2014 به یکی از پرفروش ترین های نیویورک تایمز تبدیل شد. یک میلیون نسخه در سال اول آن فروخته شد.

  1. او در 17 خانه را ترک کرد:

آنتونی رابینز زمانی که نوجوان بود از خانه فرار کرد. یا بهتر بگویم او را از خانه اش بیرون کردند. وقتی او 17 ساله بود، مادرش با چاقو به دنبال او دوید و او از خانه بیرون زد و دیگر برنگشت. این نویسنده مشهور جهان پس از ترک خانه و فرصتی برای حضور در دانشگاه به عنوان سرایدار کار کرد. آنتونی رابینز حتی بدون هیچ گونه پیشینه آموزشی در روانشناسی، کار خود را به عنوان یک مربی خودیاری آغاز کرد.

او پس از آموزش توسط بنیانگذار NLP، جان گریندر، درس های مهمی در برنامه ریزی عصبی زبانی (NLP) و هیپنوتیزم اریکسونی آموخت. 1983 سالی بود که رابینز فایروالک را یاد گرفت و این شروع شاخه جدیدی از حرفه او شد. او شروع به گنجاندن آن در سمینارهای خود کرد. استفاده عالی آنتونی رابینز از شکستن تخته، چتربازی و فایروالپینگ در سمینارهای خود به میلیون ها شرکت کننده کمک کرده است تا بر ترس خود غلبه کنند.

  1. او در دعاوی حقوقی مشکلات زیادی داشته است:

در ماه مه 1995، شرکت آنتونی رابینز، رابینز ریسرچ اینترنشنال، به ارائه نادرست درآمدهای بالقوه به سرمایه گذاران حق امتیاز توسط کمیسیون تجارت فدرال متهم شد. هر دو سازمان به توافق رسیدند که در آن تحقیقات بین المللی رابینز با پرداخت 221260 دلار موافقت کرد. وید کوک، کارشناس سمینار مالی، همچنین از آنتونی رابینز به دلیل نقض حق چاپ و سرقت ادبی شکایت کرد و گفت که رابینز در سمینارهای خود از مطالب کتاب ماشین پول وال استریت کوک استفاده کرده است. آنتونی رابینز مجبور شد 650900 دلار غرامت به کوک در سال 1998 بپردازد.

  1. او سعی می کند مثبت فکر کند:

وقتی از آنتونی رابینز پرسیدند که فکر می‌کند بزرگترین شکستش چیست، پاسخ او در بهترین حالت بسیار الهام‌بخش و حداقل تعجب‌آور بود. وی در پاسخ به این سوال که من میلیون ها بار نتوانستم به اهدافم برسم، گفت: اما به این ناکامی ها مثبت نگاه نمی کنم. من به همه چیز به عنوان تجربه ای نگاه می کنم که باید از آن درس گرفت. من به موفقیت به عنوان نتیجه قضاوت خوب و قضاوت خوب در نتیجه تجربه و تجربه اغلب نتیجه قضاوت بد است. تماس خوب، رابینز.

  1. زیاد اهل خواب نیست:

گزارش شده است که آنتونی رابینز از طرفداران خوابیدن نیست. او گفت که شبی 5 تا 6 ساعت می خوابد. اگرچه به نظر می رسد که او از خواب طولانی مدت لذت نمی برد، اما بسیار عمیق می خوابد. او گزارش می دهد که آنطور که شما فکر می کنید چنین شخصیت الهام بخشی از رختخواب بیرون نمی پرد. در عوض، او سعی می‌کند منتظر آن روز باشد.

  1. ترسی ندارد:

آنتونی رابینز می‌گوید بزرگ‌ترین ترس او از شروع کارش در سال 1986 این بود که آن‌قدر که می‌خواست تاثیری نداشته باشد و جوان بدون دستیابی به اهداف تعیین‌شده‌اش بمیرد. وقتی از او پرسیدند که حالا که بزرگ شده است، بزرگترین ترسش چیست، او اینطور پاسخ داد

او واقعاً ندارد زیرا او بسیار راضی است. باید خوب باشد که اصلاً هیچ ترسی نداشته باشید.

  1. او با افراد واقعاً بزرگی کار کرده است:

نیویورک تایمز آنتونی رابینز را “کشیش اعظم پتانسیل انسانی” توصیف می کند. و این به خوبی ممکن است درست باشد زیرا او توانسته است افراد زیر را از جمله شخصیت های بسیار مهم در سراسر جهان مانند نلسون ماندلا، میخائیل گورباچف، مارگارت تاچر، مادر ترزا و سه رئیس جمهور ایالات متحده، و مدیران اجرایی و المپیک به دست آورد. ورزشکاران میلیون ها نفر از سراسر جهان به طور مرتب با او برای راهنمایی او مشورت می کنند.

  1. او در سال 1994 به سرطان مبتلا شد:

این چیزی است که الهام بخش کار شگفت انگیز آنتونی رابینز بود. وقتی به او گفته شد که تومور در مغزش وجود دارد، به سرعت متوجه شد که وقتی چنین اتفاقاتی رخ می دهد، نحوه واکنش شما کیفیت زندگی شما را تعیین می کند. او همچنین به این نتیجه رسید که کیفیت زندگی هیچ ارتباطی با چیزهایی که در زندگی به خوبی پیش می‌رود ندارد، اما توانایی تغییر حالات منفی، تدبیر، یافتن معنایی توانمند و یافتن راه‌حلی برای حرکت رو به جلو است و افراد موفق را می سازد.

وقتی تشخیص داده شد که تومور دارد، او گزارش می دهد که تجربه ای داشته است که در آن متوجه شده است که تمام حس اطمینان خود را در زندگی خود از دست داده است و افکار پس از آن و روشی که او به آنها نزدیک شد و آنها را فتح کرد، جرقه ای را برانگیخت. بیداری در او که به مرور زمان عمیق تر شد و کار و دیدگاه او را پرورش داد.

  1. او برای مثبت ماندن افسون می خواند:

آنتونی رابینز فقیر و در خانواده‌ای از هم گسیخته بزرگ شد و ادعا می‌کند که در خانه‌اش الگو نداشته است. مادرش چهار بار ازدواج کرده بود و در تمام دوران کودکی او از نظر مالی ناپایدار بودند. او گزارش می دهد که مواقعی غذایی برای خوردن آنها وجود نداشت. تونی رابینز در پاسخ به این مبارزه ای که در دوران بزرگ شدن با آن روبرو شد، هر سال به بیش از دو میلیون نفر غذا می دهد، زیرا خانواده او در 11 سالگی توسط برخی غریبه ها در روز شکرگزاری غذا می دادند.

به دلیل دوران کودکی ناپایدارش، او باید یاد می گرفت که یقین را در خود ایجاد کند. او با کنترل ذهن خود را به یقین و داشتن اعتماد به نفس و قدرت مشروط کرد. او جملات تاکیدی مانند “خوشحالم، خوشحالم، خوشحالم، خوشحالم” را با چنان شدتی تکرار می کرد که مغزش یاد گرفت این حالت را بپذیرد و خوشحال شد. او این شعار را به صورت روزانه انجام می داد. زمانی که 17 ساله بود و اندکی پس از خروج از خانه، به مدت یک ساعت و نیم به دویدن آهسته می رفت و این افسون ها را تکرار می کرد.

  1. او به خود خدا ایمان دارد:

افسون دیگری که آنتونی رابینز ادعا می کند دوست دارد این است که “ثروت خدا در زندگی من در گردش است، این چیزی است که به سمت من می رود، بهمن فراوانی.” تمام نیازها، خواسته‌ها و اهداف من فوراً با هوش بی‌نهایت برآورده می‌شوند – جایی که من با خدا یکی هستم و خدا همه چیز است. او با وجود اینکه این افسون ها را برای به دست آوردن یک یقین می گوید، معتقد است که خداوند در حکمت بی پایان خود، به همه انسان ها نیاز دوم داده است که همان ولع تنوع و عدم اطمینان است و دلیل آن است که ما شگفتی ها را مانند خود دوست داریم.

  1. او برداشت منحصر به فردی از معنویت دارد:

برای آنتونی رابینز، معنویت «فقط عشق است، نقطه». وقتی در حالت عشق هستید، آنچه را که درست است انجام می دهید. وقتی واقعا عاشق هستید، به شما مربوط نیست. وقتی واقعاً عاشق هستید، در مورد دادن، خدمت کردن، تحویل دادن به دیگران است و در آن زمان است که ما بیشتر احساس زنده بودن می‌کنیم.» او در ادامه این بیانیه گفت: «ما بیشتر احساس کوچکی می‌کنیم، زمانی که فقط روی خودمان تمرکز می‌کنیم بیشتر احساس چالش می‌کنیم.

زیرا حتی زمانی که خود را برآورده می‌کنید، یعنی آنچه را که فکر می‌کنید می‌خواهید به دست می‌آورید، همچنان خود را در موقعیتی می‌یابید که هرگز کافی نیست. شما فقط برای مدت طولانی آن را احساس می کنید. مثل چیزی که به دست می آورید هرگز شما را خوشحال نمی کند. کسی که بشوی خیلی خوشحالت میکنه یا خیلی ناراحتت میکنه. و بنابراین این شدن است که به ما احساس زنده بودن می دهد. آن شدن همان است. موضع منحصر به فرد، فکر نمی کنید؟

  1. او برای همه فرزندان آینده جهان یک چیز آرزو می کند:

وقتی از آنتونی رابینز پرسیده شد که دعای او برای فرزندان آینده جهان چیست، تونی رابینز با بصیرت پاسخ می‌دهد که دعای من این است که ارزش واقعی خود را در زندگی داشته باشند، اما بدانند که این ارزشی که با آن متولد شده‌اند و در عین حال بزرگ‌تر می‌شود. با آنچه می دهند. اگر بتوانید یک ارزش را در تمام کودکانی که به دنیا می‌آیند القا کنید، این فقط بزرگ‌نمایی نیازی خواهد بود که در حال حاضر وجود دارد به نام مشارکتی که افراد را تشویق می‌کند آزادانه از خودشان بپردازند.

  1. مادرش به او بخشندگی را یاد داد:

با وجود اینکه آنتونی رابینز در دوران کودکی خود با مشکل مواجه است، همیشه می گوید که مادر بزرگی داشته است. او با گفتن این جمله که “او دیوانه بود” ادامه می دهد. او مرا کتک زد. دوران کودکی فوق العاده خشونت آمیزی را پشت سر گذاشتم. اما او … من را نیز دوست داشت. او یک خانم مختلط بود. وقتی چهار ساله بود، در روز تولدش چند بادکنک گرفت و او از او پرسید که آیا می‌خواهد بادکنک‌ها را برای خودش نگه دارد یا می‌خواهد آن‌ها را به دیگران بدهد تا روزشان را شاداب کند.

سپس او را به خانه سالمندان می برد و او بادکنک ها را به افراد حاضر در مرکز داد و به گفته او، “آنها فقط مانند یک درخت کریسمس روشن می شوند”. او مادری داشت که مطمئن بود قدرت بخشش را می‌داند و تا آخر عمر به آن پایبند بود و نحوه عملکردش در زندگی را به این نسبت می‌دهد.

  1. او به فرزندان خود نیز یاد داد:

آنتونی رابینز با چنین درس بزرگی که از مادرش آموخت، می دانست که لازم است آن را به فرزندان خود نیز منتقل کند. وقتی پسرش چهار یا پنج ساله بود آنها را با یک سبد بزرگ غذا بیرون آورد تا به بی خانمان ها در محلی در اوشن ساید، کالیفرنیا بدهد. آنها مردی را پیدا کردند که روی زمین پوشیده از تکه های ژنده پوشیده شده بود در حمام و آنتونی از او پرسید. پسر کوچک سبد غذا را به مرد خوابیده بدهد.

  1. او خودآگاه است:

آنتونی رابینز خود آگاه است و فکر می‌کند که یکی از «نادرترین کالاهای بشری خودآگاهی» است. او همچنین تفاوت بین خودآگاهی و خودآگاهی را در مصاحبه ای با ماریان اشنال به صراحت بیان می کند. او می گوید که با خودآگاهی «شما دائماً خود را ارزیابی می کنید و خود را قضاوت می کنید. اما خودآگاهی، یعنی آگاه شدن از بخشی از خود که الگو شده است. او ادامه می دهد که «… آگاهی از الگوهای خود اولین قدم است.

و این اساساً کاری است که من از مردم انجام می دهم، آنها را آگاه می کنم. زیرا زمانی که از خواب بیدار می شوید، ممکن است برای مدتی بخوابید، اما دیگر هرگز نخواهید خوابید زیرا مغز شما می داند که به دنبال آن باشد.

مثل این است که – نمی دانم آیا تا به حال یک لباس یا ماشین یا چیزی خریده اید و ناگهان آن لباس یا ماشین را همه جا می بینید. این بخشی از مغز شما است که به آن سیستم فعال کننده شبکه، RAS می گویند و به مغز شما می گوید که چه چیزی را باید متوجه شود. زمانی که هدفی تعیین کردید، زمانی که از چیزی آگاه شدید، بخشی از آگاهی شما می شود. به بیان زیبا، رابینز.

ناگهان مرد از خواب بیدار شد و بازوی پسرش را گرفت. پسرش که از جان خود ترسیده بود، با صدای بلند فریاد زد و آنتونی شروع به وحشت کرد. مرد بی خانمان به سادگی دست پسرش را به صورت او نزدیک کرد و او دست او را بوسید. حالا که پسرش بزرگ شده، هنوز ماجرای آن روز را فراموش نکرده است. او هنوز هم به این سمت سوق داده می شود که در هر کاری که انجام می دهد مشارکت کند و تسلیم شود.

  1. او یک استراتژی برای حفظ تعادل دارد:

وقتی در مصاحبه ای از او پرسیده شد که برای حفظ تعادل چه می کند، پاسخ او این بود که از خود بیرون بیاید زیرا در انجام این کار متوجه می شود که افکار محدود کننده بسیار کمتری دارد زیرا هدفش به بندگی چیز دیگری غیر از خودش تبدیل می شود. او فکر می‌کند که مدیتیشن یک تجربه شگفت‌انگیز است، زیرا «حس خدمت را در جایی به شما می‌دهد که همه چیز ناپدید می‌شود». شما نگران افکار خود نیستید. شما دعوا نمی کنید و سعی می کنید به چیز دیگری فکر نکنید. شما به سمت چیزی حرکت می کنید.

  1. او تصدیق می کند که ما نمی توانیم همه چیز را کنترل کنیم:

آنتونی رابینز حتی به همان اندازه که در راه های ذهن و ناخودآگاه انسان آموزش دیده است، تصدیق و اعتراف می کند که ما به عنوان انسان نمی توانیم همه چیز را کنترل کنیم. او در ادامه توضیح می دهد که «ما نفوذ داریم. ما کنترل جهان خارج را در دست نداریم.» این اعتراف به این واقعیت که همه چیز قابل کنترل نیست، با نظریه او ارتباط دارد که انسان ها نیاز زیادی به تنوع دارند و در واقع چاشنی زندگی است.

  1. او یک انسان دوست است:

آنتونی رابینز بنیاد آنتونی رابینز را تأسیس کرد که یک موسسه خیریه برای توانمندسازی افراد و سازمان‌ها است. این بنیاد محصولات و برنامه هایی در بیش از 2000 مدرسه، 700 زندان و 100000 سازمان بهداشت و خدمات انسانی در سراسر ایالات متحده دارد. یکی از برنامه‌های اصلی بنیاد او، تیپ بین‌المللی سبد است که در آن گروه‌هایی از داوطلبان در سراسر جهان گرد هم می‌آیند و سبدهای غذا و وسایل منزل را به خانواده‌های نیازمند تحویل می‌دهند.

تونی رابینز گفت که تیپ بین المللی سبد هر سال به حدود دو میلیون نفر سبدهای غذا و لوازم خانگی می دهد. در سال 2014، این نویسنده الهام بخش سود کتاب پرفروش خود، Money: Master the Game را به همراه یک کمک مالی شخصی به Feeding America برای کمک به تهیه وعده های غذایی به افراد نیازمند اهدا کرد.

آنتونی رابینز
تصویر آنتونی رابینز – تاکسی لرن

برترین جملات آنتونی رابینز در یک قاب…

  1. “قدرت مثبت اندیشی توانایی ایجاد احساس اطمینان در خود است، زمانی که هیچ چیز در محیط شما را پشتیبانی نمی کند.”
  2. «هنگامی که شکرگزار هستید، ترس از بین می رود و فراوانی ظاهر می شود».
  3. «اگر نمی توانید، باید. اگر مجبوری، می‌توانی.»
  4. “تنها چیزی که شما را از دستیابی به آنچه می خواهید باز می دارد، داستانی است که مدام برای خود تعریف می کنید.”
  5. “گذشته شما با آینده شما برابری نمی کند.”
  1. “مشکلات خود را شناسایی کنید، اما قدرت و انرژی خود را به راه حل ها بدهید.”
  2. “هر زمانی که صادقانه می خواهید تغییری ایجاد کنید، اولین کاری که باید انجام دهید این است که استانداردهای خود را بالا ببرید.”
  3. “مسیر موفقیت، انجام اقدامات گسترده و مصمم است.”
  4. “تعیین اهداف اولین قدم در تبدیل چیزهای نامرئی به مرئی است.”
  5. «اهداف مانند آهنربا هستند. آنها چیزهایی را جذب خواهند کرد که آنها را به واقعیت تبدیل می کند.”
  1. «افرادی که شکست می خورند بر آنچه باید بگذرانند تمرکز می کنند. افرادی که موفق می شوند، بر روی احساسی که در پایان خواهد داشت تمرکز می کنند.”
  2. “پشتکار حتی استعداد را به عنوان با ارزش ترین منبع شکل دهنده کیفیت زندگی تحت الشعاع قرار می دهد.”
  3. “اگر کاری را انجام دهید که همیشه انجام می دادید، آنچه را که همیشه می گرفتید به دست خواهید آورد.”
  4. “این چیزی است که در خلوت تمرین می کنید و در ملاء عام به خاطر آن پاداش خواهید گرفت.”
  5. “در زندگی به الهام یا ناامیدی نیاز دارید.”
  1. “هر مشکلی یک هدیه است – بدون مشکلات ما رشد نمی کنیم.”
  2. “در لحظات تصمیم گیری شما است که سرنوشت شما شکل می گیرد.”
  3. می بینید، در زندگی، بسیاری از مردم می دانند که چه کاری باید انجام دهند، اما تعداد کمی در واقع آنچه را که می دانند، انجام می دهند. دانستن کافی نیست! شما باید اقدام کنید.»
  4. «لازم نیست دلیلی برای احساس خوب داشته باشید. تو زنده ای! شما می توانید بدون هیچ دلیلی احساس خوبی داشته باشید!»
  5. «اگر در مورد آن صحبت کنید، این یک رویا است. اگر آن را تصور کنید، ممکن است. اگر آن را برنامه ریزی کنید، واقعی است.»

Related Articles

Responses

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

error: Alert: Content is protected !!