خلاصه کتاب تسلط - تاکسی لرن

خلاصه کتاب تسلط

خلاصه کتاب تسلط

موفق ترین راه برای تسلط بر هر چیزی، تمرین به خاطر خود تمرین است، نه برای نتیجه. تمام یادگیری‌های مهم از جهش‌های کوتاه پیشرفت و به دنبال آن دوره‌های طولانی کار تشکیل شده‌اند که در آن احساس می‌کنید در یک فلات گیر کرده‌اید. هیچ متخصصی وجود ندارد به جز یادگیرندگان!

تعریف تسلط: فرآیند اسرارآمیزی که طی آن آنچه در ابتدا دشوار است به تدریج از طریق تمرین آسان تر و لذت بخش تر می شود.

اگر مسیر مطمئنی برای موفقیت و تحقق در زندگی وجود دارد، آن را باید در روند بلندمدت و اساساً بدون هدف تسلط یافت.

با چیزهای ساده شروع کنید.

تمام یادگیری‌های مهم از جهش‌های کوتاه پیشرفت و به دنبال آن دوره‌های طولانی کار تشکیل شده است، جایی که انگار به جایی نمی‌روید.

هفت نوع هوش: زبانی، موسیقیایی، منطقی/ریاضی، فضایی، بدنی/جنبشی، درون فردی، بین فردی.

یکی از شاهکارهای فیزیکی که در آن انسان ها تقریباً از سایر حیوانات هم اندازه (یا حتی بزرگتر) بهتر عمل می کنند، دویدن استقامتی است.

در مسیر پیشرفت: پیشرفت کلی همیشه یکسان است. برای رفتن به سفر استاد، باید با پشتکار تمرین کنید، تلاش کنید تا مهارت های خود را تقویت کنید، تا به سطوح جدیدی از شایستگی دست یابید. اما در حین انجام این کار، همچنین باید مایل باشید که بیشتر وقت خود را در فلات بگذرانید، حتی اگر به نظر می رسد به هیچ جا نمی رسید، به تمرین کردن ادامه دهید.

همانطور که ما چیزها را تمرین می کنیم، حتی اگر احساس می کنیم اصلاً پیشرفتی نداریم، رفتارهای جدید را به عادت تبدیل می کنیم. یادگیری همیشه در حال وقوع است.

موفق ترین راه برای تسلط، تمرین به خاطر خود تمرین است. نه برای نتیجه

در مورد تسلط در روابط: در دنیای امروزی، دو شریک به ندرت مایل به زندگی نامحدود در یک فلات غیرقابل تغییر هستند. وقتی شریک تنیس شما شروع به بهبود بازی خود می کند و شما این کار را نمی کنید، بازی در نهایت به هم می ریزد. همین موضوع در مورد روابط نیز صدق می کند.

هر بار که پول خرج می کنیم، نشان می دهیم که برای چه چیزی ارزش قائل هستیم.

ذهنیت ضد تسلط بر رفع سریع تمرکز دارد. جراحی قلب به جای رژیم غذایی و ورزش. بلیط لاتاری به جای پس انداز بازنشستگی.

در تجارت، برخی از افراد می توانند در مدت زمان کوتاهی پول زیادی به دست آورند (متخصصیین شرکتی، افراد حرفه ای امور مالی، استارت آپ های فناوری)، اما اغلب ارزش بسیار کمی برای دیگران یا اقتصاد ملی ایجاد می شود. فرد ثروتمند می شود، اما دنیا خیلی بهتر نمی شود. آیا واقعا این مسیر بهتر از مسیر پیشه وری است؟ کسی که به آرامی و روشمند پیشرفت می کند، چیزی مفید و با ارزش به جامعه کمک می کند و در این فرآیند پول کافی به دست می آورد (با وجود ثروتمند نشدن)؟

در درازمدت، جنگ علیه تسلط، راه صبور بودن، تلاش فداکارانه بدون دلبستگی به نتایج فوری، جنگی است که نمی توان آن را پیروز کرد.

در مورد طبیعت انسان: انسان یک حیوان آموزنده است و جوهر گونه در همین اصطلاح ساده رمزگذاری شده است. تسلط بر مهارت هایی که از نظر ژنتیکی برنامه ریزی نشده اند، ویژگی انسانی ترین کار در بین تمام فعالیت هاست.

پنج کلید برای تسلط: آموزش، تمرین، تسلیم، هدفمندی و لبه.

در مورد یادگیری: برای تسلط بر بیشتر مهارت ها، هیچ چیز بهتر از این نیست که در دستان یک معلم چیره دست باشید.

درباره پیدا کردن معلم خوب: برای اینکه معلم را به وضوح ببینید، به شاگردانش نگاه کنید.

بهترین معلمان می کوشند تا به کارهایی که دانش آموز درست انجام می دهند به همان اندازه که اشتباه انجام می دهند اشاره کنند. ایده معلمی که به ندرت از طریق انتقاد شدید تمجید می کند و تدریس می کند یک افسانه است.

یکی از مزایای یادگیری آهسته این است که شما را وادار می کند تا عمیقاً به فرآیند نگاه کنید و مراحل افزایشی را کشف می کنید که در غیر این صورت اگر پیشرفت به راحتی انجام شود، ممکن است از آنها چشم پوشی کنید.

ایده: دنبال کردن مسیر تسلط مستلزم نوع خاصی از طرز فکر و تمایل به کار است. این موضوع احتمالاً تحت تأثیر ژنتیک است همانطور که توانایی های فیزیکی ما تحت تأثیر ژنتیک است. مردم اغلب چیزی به این مضمون می گویند: «من ورزشکاران با استعداد زیادی با توانایی های خدادادی دیده ام که نمی خواستند سخت کار کنند و محو شدند.» این اظهارات نادیده گرفته می شود که توانایی های روانی نیز تا حد زیادی ثابت هستند. احتمال اینکه فردی اوج توانایی های فیزیکی (“استعداد خدادادی”) و اوج توانایی های ذهنی (تمایل به کار سخت) را داشته باشد، بسیار کم است. بنابراین، از افرادی که توانایی‌های ذهنی بالایی دارند و توانایی‌های فیزیکی کافی دارند، انتظار دارید بهترین عملکرد را داشته باشند.

صرف نظر از پتانسیل ژنتیکی خود، باید به همان اندازه برای تحقق آن تلاش کنید. پتانسیل فقط فرصت است.

بهترین معلمان کسانی هستند که نحوه مشارکت فعال هر دانش آموز را در فرآیند یادگیری کشف کرده اند.

تمرین اغلب به عنوان توصیفی از آنچه انجام می دهیم استفاده می شود. در عوض، می‌توانیم به تمرین به‌عنوان چیزی که داریم، چیزی که توسط آن تعریف می‌شویم نگاه کنیم.

همیشه به کسی که متعهد به تمرین است، پاداش می رسد، اما پاداش هدف نیست. تمرین هدف است.

تسلط چیزهای بیشتری را برای یادگیری در ادامه سفر نشان می دهد. به ازای هر کیلومتری که سفر می کنیم، مقصد دو کیلومتر دورتر است.

استادان تمرین را دوست دارند و چون آن را دوست دارند، بهتر می شوند. و هرچه بهتر شوند، بیشتر از تمرین لذت می برند. این یک مارپیچ رو به بالا است.

استاد هر بازی به طور کلی استاد تمرین نیز هست. استادان تمرین را دوست دارند و چون آن را دوست دارند، بهتر می شوند. و هرچه بهتر شوند، بیشتر از تمرین لذت می برند. این یک مارپیچ رو به بالا است.

استاد هر بازی به طور کلی استاد تمرین نیز هست.

ایده خوب: خوردن شام با خانواده هر شب نوعی تمرین است، تمرینی که می‌توانید به همان اندازه با علاقه به انجام آن بپردازید.

“چه مدت طول می کشد تا بر آیکیدو مسلط شوم؟” یک دانشجوی آینده نگر می پرسد. “انتظار دارید چقدر زندگی کنید؟” تنها پاسخ قابل احترام برای تسلط تمرین است. تسلط در راه ماندن است.

جوهر کسالت را باید در جستجوی وسواس گونه برای تازگی یافت. رضایت در تکرار آگاهانه نهفته است، کشف غنای بی پایان به عنوان تغییرات ظریف در موضوعات آشنا.

هیچ متخصصی وجود ندارد. فقط افرادی که زیاد تمرین می کنند،وجود دارند.

در مورد اینکه چگونه چیزها حتی پس از ناپدید شدن فیزیکی در ذهن ما زندگی می کنند: “کائنات بیشتر و بیشتر شبیه یک فکر بزرگ به نظر می رسد تا یک ماشین بزرگ.” -سر جیمز جین

هر استادی موفقیت خود را تجسم می کند.

اکنون به یک تناقض ظاهری و یک پارادوکس می رسیم، همانطور که باید در هر چیزی که نتیجه واقعی داشته باشد.

تقریباً بدون استثنا، کسانی که استاد هستند به اصول دعوت خود اختصاص داده شده اند. در عین حال، آنها کسانی هستند که به احتمال زیاد محدودیت های قبلی خود را به چالش می کشند.

حکمت شرق باستان: «پیش از روشنگری، چوب را خرد کنید و آب ببرید. پس از روشنگری، چوب خرد کن و آب حمل کن.»

عقب نشینی یک تجربه جهانی است. همه در برابر یک تغییر مهم مقاومت می کنند، چه برای بدتر و چه برای بهتر.

هموستاز: بدن، مغز و رفتار ما تمایل زیادی به ماندن در محدوده های بسیار محدود دارند.

هومیوستاز باعث می شود که چیزها به همان شکلی که هستند باقی بماند، حتی اگر خیلی خوب نباشند.

مقاومت متناسب با اندازه و سرعت تغییر است، نه به مطلوب یا نامطلوب بودن تغییر.

وقتی در هر تلاشی (حتی کوچک) بیشتر از پتانسیل خود آگاه شوید، می تواند بقیه شما را از جهات مختلف تغییر دهد. زنگ خطری که وقتی چیزی جدید را امتحان می کنید (ترس، عرق، ضربان قلب بیشتر، ناراحتی) به صدا در می آیند، سیگنال های رشد هستند. مهم است که به دلایل ایمنی آنها را نادیده نگیرید، اما همچنین می توانید به آنها به عنوان نشانه ای از پیشرفت خود نگاه کنید.

یک تمرین را دنبال کنید. افرادی که دست به هر شکلی از تغییر می‌زنند، با انجام تمرین روزانه، ثبات و راحتی به دست خواهند آورد. این تمرین در طول بی ثباتی تغییر، پایه ای پایدار را فراهم می کند.

یادگیری یعنی تغییر. خود را وقف یادگیری مادام العمر کنید.

انسان ماشینی است که در اثر عدم استفاده فرسوده می شود. محدودیت هایی وجود دارد، اما در بیشتر موارد با استفاده از انرژی انرژی به دست می آوریم.

آمادگی جسمانی را حفظ کنید. انرژی،بسیار زیادی به زندگی ما کمک می کند.

در زندگی چیزهای منفی را بپذیرید و مثبت را برجسته کنید.

انکار،انرژی را مهار می کند در حالی که تصدیق واقع بینانه حقیقت آن را آزاد می کند.

برای حرکت در یک جهت، باید از بقیه صرف نظر کنید. دنبال کردن یک هدف، کنار گذاشتن تعداد بسیار زیادی از اهداف ممکن دیگر است.

از آسیب دیدن خودداری کنید. بیشتر افراد به دلیل وسواس هدف آسیب می بینند. به سیگنال هایی که بدنتان می دهد توجه کنید و با آنها مذاکره کنید – اما آنها را نادیده نگیرید یا نادیده بگیرید.

جدی بودن مرگبار به معنای رنج بردن از دید تونلی است. شوخ طبعی نه تنها بار شما را سبک می کند، بلکه دید شما را گسترده تر می کند.

مثال جالبی از تشریفات: برخی از جراحان قبل از هر جراحی دست های خود را می شویند و لباس های خود را به همان شکل می پوشند. این الگو و آیین آن است که ذهن آنها را در مکان مناسب برای اجرا قرار می دهد.

تسلط به معنای کمال نیست. این در مورد فرآیند است.

واقعاً عجیب است وقتی به این فکر می کنید که ما کاملاً خود را وقف توسعه بازی تنیس خود خواهیم کرد، اما چیزی شبیه به روابطمان را تا حد زیادی به شانس واگذار می کنیم.

ارتفاعات، فراز و نشیب ها در روابط ما حتی بیشتر از سایر زمینه های زندگی است. و شما متوجه خواهید شد که بزرگترین یادگیری شما در فلات اتفاق می افتد.

از نظر روانی متعادل و متمرکز بودن بستگی زیادی به تعادل و تمرکز فیزیکی دارد.

بهترین راه برای توصیف کل ظرفیت خلاقیت این است که بگوییم برای همه اهداف عملی بی نهایت است.

جیگورو کانو، بنیانگذار جودو، خواست تا پس از مرگ در کنارش کمربند سفیدش دفن شود. چه نماد شگفت انگیزی: استاد نهایی برای همیشه علامت یک مبتدی را در آغوش می کشد.

اگر می خواهید واقعاً بر چیزی مسلط شوید، باید مایل باشید که مبتدی بمانید و حتی احمق به نظر برسید. ذهن مبتدی برای یادگیری هر چیز جدید مورد نیاز است.

مطالب مرتبط

پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

error: Alert: Content is protected !!